تبليغاتX
عشق بی پروا







عشق بی پروا

    Home      Email        Arshive

 
chat4i
درباره من
 
سلام
من امیر هستم و این وبلاگ دفتر خاطرات من هست.
از همه کسایی که به این دفتر سری میزنن و با نظراتشون خاطره ای برا منه تنها میذارن کمال تشکر را دارم و براشون آرزوی موفقیت میکنم.

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
 
پیوندهای روزانه
بهترین جای اینترنت
عاشق اما عاقل....
آرشیو پیوندهای روزانه
 
خاطران گذشته
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
مهر 1385
شهریور 1385
 
 
 
پیوندها
عسلک و خاله جونش
تقدیم به تک ستاره اسمان قلبم
بوی گندم
میمیرم برات
سکوت تنهایی
سرسپرده عزیز
سلام عشق
زادورا
ته عشق....
کهکشان
ستاره کوچولو
عشق غریبه
عاشق تنها
سارا زیباترین دختر دنیا
برگ طلا.......مریم
شبگرد شرقی
بهار اشعار
دختر بهار
تنها عشقم
دختر متولد انتظار
تنهای تنها
عشق من
گل بارون زده
تنها اثری است که می ماند،یادگاری
دلتنگی-عاشقانه
SAHELE DAROON
از نفس افتاده
نذار عشق و نفهمیده بمیرم
شیطنت دیونه ها
گلچینی از بهترینها (داداش احسان)
زیر بید مجنون
فریاد سکوت
دلتنگی_عاشقانه
ازدواج موفق
غوغای پنهاان
نگاه کن! تمام هستی ام خراب می شود...
زندگی عاشقانه
تنهایی
رویای پاک
love
وارونه
ستاره تنها
دل نازک من
کلی خوبه
اری من خسته ام....
صدای من
وفا
<-LinkTitle->
 
امکانات
 
   با تو چه زندگیهایی که تو رویاهام نداشتم....
   

با تو چه زندگیهایی که تو رویاهام نداشتم
تک و تنها بودم اما تو رو تنها نمیذاشتمژ
چه سفرها با تو کردم چه سفرها تو رو بردم


دم مرگ رسیدم اما به هوای تو نمردم
دارم از تو مینویسم که نگی دوستت ندارم
از تو که با یه نگاهت زیر و رو شد روزگارم


دارم از تو مینویسم دارم از تو مینویسم دارم از تو مینویسم
موقع نوشتنا وقت اسم گذاشتنا
کسی رو جز تو نداشتم اسمی جز تو نمیذاشتم


من تموم قصه هام قصه توست
اگه غمگینه اون از غصه توست
اون از غصه توست


با تو چه زندگیهایی که تو رویاهام نداشتم
تک و تنها بودم اما تورو تنها نمیذاشتم
حتی من به آرزوهات تو رو آخر میرسوندم


میرسیدی تو من اما آرزو به دل میموندم
هی میخواستم که بگم که بدونی حالمو
اما ترس و دلهره خط میزد خیالمو


توی گفتن و نگفتن از چه روزهایی گذشتم
انقده رفتم و رفتم انقده رفتم و رفتم که هنوزم برنگشتمژ
من تموم قصه هام قصه توست


اگه غمگینه اون از غصه توست
اون از غصه توست
هر چی شعر عاشقونست من برای تو نوشتم


تو جهنم سوختم اما مینوشتم تو بهشتم
اگه عاشقونه گفتن عشق تو باعث شه
اگه مردم تو بدون چه کسی وارثه شه 

یه دفعه مثل یه آهو توی صحرا ها رمیدی

بس که چشم تو قشنگ بود گله ی گرگ را ندیدی

دل نبود توی دلم ، تو را گرگا نبینن

اونا با دندون تیز به کمینت نشینن

الهی من فدای تو چی کار کنم برای تو

اگه تو این بیابونا خاری بره به پای تو

یه دفعه مثل پرنده قفس عشق را شکستی

پر زدی تو آسمونا رفتی اون دورا نشستی

دل نبود توی دلم گم نشی تو کوچه باغا

غروبا که تاریکه نریزن سرت کلاغا

نخوره سنگی به بالت، پرت نشه فکر و خیالت

من تموم قصه هام قصه ی توست

اگه غمگینه اون از غصه ی توست 

یه دفعه مثل یه گل رفتی تو دست خزون

سیل بارون و تگرگ می اومد از آسمون

بردمت تو گلخونه که نریزه رو سرت

که یه وقت خیس نشه یخ کنه بال و پرت

نشکنی زیر تگرگ ، نریزه از تو یه برگ

من تموم قصه هام قصه ی توست

اگه غمگینه اون از غصه ی توست 

یه دفعه مثل یه شمع داشتی خاموش می شدی

اگه پروانه نبود تو فراموش می شدی

آره پروانه شدم که پرام سوخته شه

تا آتیش دل تو به دلم دوخته شه

که بسوزه بال و پرم که راحت شه خیالم

دارم از تو می نویسم تو که غم داره نگات

اگه دوست داشتی بگو تا بازم بگم برات

انقده می گم تا خسته شم با عشق تو شکسته شم

توی دنیا چی می خوای به پات بریزم

همه هستیمو من به سرا پات بریزم

لب پر خنده می خوای بیا لبهام مال تو

چشم پر گریه می خوای هر دو چشمام مال تو

بیا تا برات بگم من وجودم مال تو

بذار تا فدات بشم من غرورم مال تو

اگه بازیچه می خوای بیا قلبم مال تو

اگه رودخونه می خوای سیل اشکام مال تو

چرا من بی تو بمونم نمی دونم نمی تونم

واسه ی زندگی کردن تو را می خوام خوب می دونم

تو بدون عشقم تو هستی برا من زندگی هستی

تو بدون عشقم تو هستی برا من زندگی هستی...

 

وقتی که رفتم تازه تو می فهمی عاشقی چیه

 

می شناسی عشق را بعد من می فهمی عاشقت کیه

 

عاقبت از غصه ی تو نقش تو قصه ها می شم

 

می رم و پیدام نمی شه تنها مثل خدا می شم

 

وقتی که من عاشق شدم با همه ی بود و نبود

 

تو خواب و تو بیداری ها نقش دو تا چشم تو بود

 

من همه جا کنار تو سایه به سایه کوه به کوه

 

آینه ای که دم به دم با تو نشسته روبرو

 

تو جونمی تو عشقمی قشنگترین بهونه ای

 

برای زنده بودنم تو بهترین نشونه ای

 

تو بهترین دلیل دل برای بودنم شدی

 

نبودی از تنم جدا که پاره ی تنم شدی

 

پرنده ی قشنگ من اگه بیای بهار می یاد

 

برای این شکسته دل تو سینه باز قرار می یاد

 

ستاره ها پایین می یان دوباره باز سحر می شه

 

از آسمون و از زمین به من می گن که یار می یاد

 
  +  نوشته شده در بی کسی هاپنجشنبه پنجم آذر 1388  ساعت 15:59  توسط امیر  

   میخوام بمیرم...
 

نگو نگو تموم شده گذشته ها گذشته

این فاصله میون ما طلسم سر گذشته

بمون بمون که اشک غم نشسته تو چشمام

 نمیشنوی فریادمو که بی تو خیلی تنهام

خدایا دلم واست یه ذره شده دیشبم مثل هر شب با گریه خوابم برد خدایا کی تموم میشه این فاصله ها ؟

الان که دارم اینا رو مینویسم سر انگشتام و لبهام کبود شده به زور انگشتامو روی کیبورد فشار میدم ولی دوست دارم بنویسم چون اگه ننویسم دق میکنم!

دلم میخواد بمیرم اینو واقعا میگم دیشب هم از خدا همینو خواستم میخوام بمیرم فقط همین!

من ادم ناامیدی نیستم چون خدا همیشه دستمو گرفته چون هیچوقت تنهام نذاشته ولی من دیگه انگیزه ای واسه زنده بودنم ندارم !

خدایا من دیگه این کالبد گناهکارم رو نمیخوام من درگه این روح زندونی رو نمیخوام فقط منو ببر پیش خودت به خودت قسم که نه بهشتت رو میخوام نه درختا و رود های قشنگش خدایا دیگه حتی ازت شادی و خوشبختی هم نمیخوام فقط منو ببر پیش خودت ! خدایا تو منو بهتر از خودم میشناسی پس واسه چی میخوای زنده بمونم خدایا تو همیشه بهم لطف کردی هیچ جایی دست رد به سینه ام نزدی ایندفعه هم بهم لطف کن خدایا نمیخوام زنده بمونم تا بیشتر ازت دور شم اگه تا حالا نفس میکشیدم واسه این بود که تو همه نفسم بودی میخواستم با هر نفسم به تو نزدیک تر بشم ولی خدا میبینی که چقدر ازت دور شده ام !

خدایا تو زندگیم همیشه تنهای تنها بودم ! بذار واسه همیشه از این دنیا برم خدایا تو همیشه بهم خوبی کردی و منم تا اونج که تونستمبه خلقت خوبی کردم اما دیگه نمیخوام خوب باشم دیگه نمیخوام خوبی کنم خدایا فقط میخوام بیام پیشت فقط میخوام بمیرم !

خدایا من واسه زنده بودنم انگیزه ندارم اما مردن درد منو دوا میکنه اما مردن و به تو رسیدن هدف منه خدایا من دیگه هیچی ازت نمیخوام فقط بذار بمیرم فقط بخواه که نجات پیدا کنم !

نذار بشکنم نذار داغون بشم نخواه که نیست بشم من دیگه نمیتونم خودم رو تحمل کنم دیگه نمیتونم این تن گناهکار رو بپذیرم ای همه کسم تا روحم گناهکاره منو ببر پیش خودت نذار که بیشتراز این غرق بشم  نجاتم بده خدا جون نجاتم بده !

هنوزم با تو ام بی تو تنها باور من به غیر از با تو بودن نیست هوایی در سر من

هنوز عطر تو مونده در هوای خانه من هنوزم بی قراره این دل دیوونه من

 

  +  نوشته شده در بی کسی هایکشنبه یکم آذر 1388  ساعت 12:29  توسط امیر  

   فقط برای تو مینویسم...
  تقدیم به اونی که خودش میدونه کیه..........

فقط  برای تو مینویسم...

برای مهربونی چشمات...

برای صمیمیتی که در کلامت موج میزند...

 فقط برای تو می نویسم...

برای لبخند شیرینی که روی لبهایت نقش می بندد...

و برای  نهال مهری که در سینه ی  پر مهرت می روید...

فقط  برای تو می نویسم...

که صدایت زیباترین ترانه ی هستی ست....

و برای نامت که پر از راز و رمز زیبایی ست..

 

 

  +  نوشته شده در بی کسی هاجمعه بیست و نهم آبان 1388  ساعت 10:39  توسط امیر  

   چشمای من
 

آسمون چشای من بی تو تنهای تنهاست

اینهمه ستاره اما ...

بگو ستاره من کجاست؟

شب با تموم ستاره هاش تاریکه تا وقتی تو بیای

شبم سحر نمیشه اگه یه وقتی تو نیای

بی تو عزیز قلبم دنیا برام سیاهه

فرقی نداره شب و روز

لحظه هام تباهه

  +  نوشته شده در بی کسی هاسه شنبه نوزدهم آبان 1388  ساعت 20:14  توسط امیر  

   دلم میخواد....
 

دلم می خواد یه ساعتی کنار چشمات بشینم

تموم این یه ساعت رو ازت ستاره بچینم

هیچی نگم نگات کنم تا که یه چیزی ببینم

نازت کنم تا از چشات رنگ غبارو بگیرم

دلم می خواد یه لحظه هم بدون چشمات نمونم

برات می گم تا بدونی می خوام که پیشت بمونم

می خوام تو هم یه جورایی منو دوسم داشته باشی   

حتی بخوای که این جوری یه ساعتی پیشم باشی 

می خوام بدونی دل من تکیه زده روی دلت 

می پره اما می مونه همیشه اون پشت سرت

دلم برای داشتنت هر لحظه ای پر می زنه

دوست دارم چون می دونم بی تو دلم جا میزنه 

بمون پیشم نخواه که من یه وقتی دیوونه بشم 

نمی دونم چطور باید دست از نگات بکشم 

  +  نوشته شده در بی کسی هایکشنبه هفدهم آبان 1388  ساعت 13:51  توسط امیر  

 

Powered by: Apadana Design.ir